نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

یکی با نیزهاش از پشت میزد یکی هم بر دهانش مشت میزد به پیش چشم زینب بیحیایی حسینش را به قصد کُشت میزد او غوطه به خون همچو کبوتر میزد دشمن به تنش زخمْ مکرّر میزد نزدیک شدم گوش چو دادم دیدم از پردهی دل صدای مادر میزد حسین... ***** (جان فاطمه لطف کن به من پیش خواهرت دستوپا نزن) ای حسین من...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد