نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

رمق نداره پاهام اومدی پیشم بابام خرابه شد روشنو میدونی چند وقته که بغل نکردی منو موهات به هم ریخته یا من نمیبینه چشام شونه نمی خوام دیگه مویی نمونده برام دو سه شبه عمه گفته بود میرسه بابات به زودیا ولی نمی خوام بابا منو ببینی با این کبودیا ۲ نمیتونم راه برم پاهام پر از تاوله زخمی که رو گونمه از سیلی اوله جای طناب بابا رو گردن و دوش من عمه صدام میکنه نمیشنوه گوش من به خاطر زخم پاهام قدم میزارم یواش اگه تو بوسم بکنی بابایی خوب میشه جاش
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد