
رسیده شب توبه، رسیده شب غفران شب مقدّرات و شب نزول قرآن شبی که ذکر عالم شده علی علی جان به لب گرفتم این دم با سوز و اشک دیدهم بیا و کن قبولم که از همه بُریدم الهی بعَلیٍ... الا که بدتر از من تو بندهای نداری ببین اومده از راه یه بندهی فراری تموم ترسش اینه بهش محل نذاری منو از یه غریبه به آشنا بدل کن کسی جز تو ندارم خدا منو بغل کن الهی بعَلیٍ... اگه دلت مثل من شب قدری کبابه یا اینکه نگرون جهنّم و عذابه برای توبه امشب بیا بریم خرابه یه دختری با مویِ بلند و دخترونه کنار سر باباش داره روضه میخونه بابایی ای بابایی بابا روی دل من هزار تا درد و داغه خوب شد امشب تو گرفتی از دخترت سراغِ شبی که توی صحرا افتادم از رو ناقه کسی دیگه مثل زجر تو این دنیا نمیاد یه جوری زد که دیگه نفس بالا نمیاد