نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

رخصت بده از داغ شقایق بنویسم از بغض گلوگیر دقایق بنویسم می خواهم از آن ساقی عاشق بنویسم نم نم به خروش آیم و هق هق بنویسم دل خون شد و از معركه دلدار (نیامد3) ای اهل حرم میر و علم دار (نیامد3) سقا تویی و اهل حرم چشم به راهت دل ها همه مست رجز گاه به گاهت هر چند تو بودی و عطش بود و جراحت دلواپس طفلان حرم بود نگاهت از علقمه با دیده ی خون بار (نیامد3) ای اهل حرم میر و علم دار (نیامد3) ای علقمه از عطر تو لبریز برادر ای قصه ی دست تو غم انگیز برادر بعد از تو بهارم شده پاییز برادر برخیز حسین آمده برخیز برادر عباس ترین حیدر كرار (نیامد3) ای اهل حرم میر و علم دار (نیامد3) من غم و مهر حسین با شیر از مادر گرفتم روز اول كامدم دستور تا آخر گرفتم بر مشام جان زدم یك قطره از عطر حسینی سبقت از عود و گلاب و نافه و عنبر گرفتم بر مشامم می رسد هر لحظه بوی كربلا بر دلم ترسم بماند آرزوی كربلا تشنه ی آب فراتم ای اجل مهلت بده تا بگیرم در بغل قبر شهید كربلا
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد