رفتی و این ماجرا را، تا فصل آخر ندیدی
سیدمهدی میردامادپسندیدن3
بازدید5.7K
رفتی و این ماجرا را، تا فصل آخر ندیدی عباس من دیدی اما، مانند خواهر ندیدی آن صورت مهربان را، محبوب هر دو جهان را وقتی غریبانه می رفت، بی یار و یاور ندیدی آری درآوردن تیر، بی دست از دیده سخت است اما درآوردن تیر، از نای اصغر ندیدی حیرانی یك پدر را، با نعش نوزاد بر دست یا بهت ناباوری را، در چشم مادر ندیدی