تصویر محمدحسین حدادیان - دیدی شد اونی که نباید می‌شد

دیدی شد اونی که نباید می‌شد

[ محمدحسین حدادیان ]
دیدی شد، اونی‌که نباید می‌شد
 پیش چشم مادرم، زمین خوردی

 تو این همه شدی و من هنوز یک نفرم 
نفس بکش پسرم،نفس بکش پسرم

 شده پر از علی اکبر، تموم دور و برم
 نفس بکش پسرم، نفس بکش پسرم

 این سخن، ورد زبون‌ها افتاد
 باز دوباره علی از پا افتاد

 ببین حالم و دست و پا نزن بابا
 تو این هلهله دست و پامو گم کردم

 اینقدر تنت پاشیده از هم که
 زیر پیکرت عبامو گم کردم

کنار جسم تو بابا شبیه محتضرم
نفس بکش پسرم
نرو که وِلوِله افتاده بین اهل حرم
نفس بکش پسرم

روی این خاک نشستم چه کنم
پسرم رفته ز دستم چه کنم

وای وای وای، ولدی ولدی ولدی

دنبال صدای دلبرم افتادم
با سر به کنار اکبرم افتادم

تا پهلوی نیزه خورده‌اش را دیدم
یک‌دفعه به یاد مادرم افتادم

پشت در مادر آتیش گرفت و با صورت رو زمین افتاد

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه حضرت علی اکبر (ع)(محرم و صفر)

محبوب‌ترین‌های حضرت علی اکبر (ع)(محرم و صفر)

محبوب ترین‌های محمدحسین حدادیان

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد