
در کشور ایران که دلتنگی فراوان است کنجی برای گریه، ای مردم خراسان است کنجی که جذاب است مثل خالِ کنجِ لب کنجی که در واقع تمامِ خاکِ ایران است (در نقشه سمتِ چپ)۲ کمی بالا تپش دارد این نقشه انسان است و مشهدقلبِ انساناست مشهد گواهی میدهد در خاکِمن گنجی ست در آسمان فوجِ کبوترها نگهبان است در دلربایی این عروس از رامسر بهتر او باعثِ شیرینیِ قندِ فریمان است (آقا کمی هم دردِدل دارم اجازه هست؟ با اینکه پیش از گفتنش شاعر پشیمان است)۲ (همسایهی ما سالها حرف از حرم میزد او مُرد و از این غصّه، فرزندش پریشان است)۲ (دیروز میخواندم شما حجِ فقیرانید)۲ (امروز دور از دسترس، حجِ فقیران است)۲ هر کس که بالش بستهتر باشد لایق نیست یا هر که پولش بیشتر باشد، مسلمان است گویا در حرم هستم اینجا که حالاایستادم زیرِ ایوان است پشت سرم مردی زیارتنامه میخوانَد از ظاهرِ او میتوان فهمید چوپان است یک چوب دست و سفره نانی خشک پهلویش انگار در جیب کتش یک جلد قرآن است از روستای کوچکی اطراف مشهد یا از پیرمردان عشایر از لرستان است دستش به روی شانهام ناگاه برگشتم نگاه کردم امری بودمیخنددورویلبش اینحرفِپایاناست مشهد، مدینه، کربلا را در خودت دریاب جانان تو هستی گنبد و گلدسته بی جان است (حرم یعنی آرامش)۲ حرم یعنی تو سختی بیای کنج ایوونش حرم، یعنی خوشبختی (کجای عالم سحرای حرمِ امام رضا رو داره؟)۲ کدوم کریمی اینهمه هوای خیلِ سائلارو داره؟ سلام امامِ مهربونم دردو بلات به جونم حس میکنم همیشه، دستاتو روی شونم (دورت بگردم آقا.. دورت بگردم آقا..)۴ امامزادهی آبادی هم حرم دارد ولی برادر زینب هنوز بیحرم است نگی چه از نزدیک چه از دور من از شکستن دیوار کعبه دانستم که هر کجا که علی پا نهد، حرم گردد یافتم در گذرِ راهبری حسن جان از شهِ تشنه تو مظلومتری آخه (همسری داشت حسین همچو رباب)۲ بود عمری ز غمش در تب و تاب لیک جانها همه غم پرور تو که بود قاتل تو همسرِ تو (در غربتِ کوچه، نعرهی مست مزن)۲ سیلی به ستارهی من ای پست مزن برگرد به خانه، نا مسلمان برگرد قرآن علیست بی وضو دست مزن