نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

در آن شلوغی کوچه چه آمده به سر تو؟! در آن شلوغی کوچه چه خون شده جگر تو در آن شلوغی کوچه تمام پیکر تو سوخت در آن شلوغی کوچه چادر و معجر تو سوخت ز ضربههای لگد پهلویت شکسته عزیزم نشد کمک کنمت با دو دست بسته عزیزم برای حال بد تو بگو چه چاره نمایم؟! نمانده حوصله زهرا ز بعد کوچه برایم مرا حلال کن ای فاطمه! به جان حسینم بگو چه چاره کنم من برای شیون و شِینم؟! دلم گرفته از این شهر و بیوفایی مردم جفا شده به علی در میان آتش و هیزم چه طعنهها که شنیدم من از مُغَیره و ثانی چه آمده به سرت که نمانده از تو نشانی نرفته از نظر من میان آتش و آن دود نرفته از نظر من تن تو غرقِ به خون بود
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد