
داره بابام از سفر میرسه عمّهجون کمکم کن آماده بشم اگه میشه دست من رو بگیر تا یه دستی به این ویرونه بکِشم بیتاب و بیجونم، تنها نمیمونم حاضر بشم واسه دیدار مهمونم دستام پُر از درده، پاهام ورم کرده رو صورتم جای دست یه نامرده واویلا واویلا... **** کمک کن تا خارو از توی پام خاکو از تو موهام دربیارم من اگه میشه پارچهای بِده تا روی تاول پاهام بذارم من پنهون کن این غم رو، این درد و ماتم رو شونه بزن عمّه، موهای سوختهام رو عمّه نگی مُردم، نگی کم آوردم چیزی نگی از اون سیلی که من خوردم واویلا واویلا...