داره بابام از سفر میرسه
سعید کرمعلیپسندیدن13
بازدید9.1K
داره بابام از سفر میرسه عمّهجون کمکم کن آماده بشم اگه میشه دست من رو بگیر تا یه دستی به این ویرونه بکِشم بیتاب و بیجونم، تنها نمیمونم حاضر بشم واسه دیدار مهمونم دستام پُر از درده، پاهام ورم کرده رو صورتم جای دست یه نامرده واویلا واویلا... **** کمک کن تا خارو از توی پام خاکو از تو موهام دربیارم من اگه میشه پارچهای بِده تا روی تاول پاهام بذارم من پنهون کن این غم رو، این درد و ماتم رو شونه بزن عمّه، موهای سوختهام رو عمّه نگی مُردم، نگی کم آوردم چیزی نگی از اون سیلی که من خوردم واویلا واویلا...