نظرات
1 نظر ثبت شده

علی قنبری کاربر
یا زهرا😭
۷ آذر ۱۴۰۲

(خاک رو چادر تو، خاک روی سرمه روزای آخر تو، روزای آخرمه)2 تو موج خون و خطر زور بازوی منی حتّی با اینهمه زخم زهرا بانوی منی اگرچه زخمی، ولی یه پارچه نوری با اینهمه درد میخندی و صبوری (خانومم چراغ خونمی خانومم همه بهونمی خانومم تموم جونمی، بمون، بمون)3 اشکهای چشم حسین، میریزه رو تن تو از بس دردی حسنم میبوسه پیرهنتو زینب با غصّه شده خانوم خونۀ من کابوس هر شبمه کابوس خواب حسن الهی زهرا بهم بگی نمیری بازم گلاتو تو آغوشت بگیری این زخما گرفته جونتو سردردت برید امونتو برده درد همه توونتو، بمون، بمون (خانومم چراغ خونمی خانومم همه بهونمی خانومم تموم جونمی، بمون، بمون)2 لبخندت ماه دلم مونده تو قاب چشام میدونی به نفسات بنده بانو نفسام خورشید خونۀ من داری میری تو ولی بی تو میشه به خدا این خونه قبر علی تصدقت شم بدون تو میمیرم تو دردی و من به داغ تو اسیرم (ای ماه شبای روشنم بی تو بیرمق شده تنم سیرم از نفس کشیدنم، نرو، نرو)2 (خانومم چراغ خونمی خانومم همه بهونمی خانومم تموم جونمی، بمون، بمون)2
1 نظر ثبت شده

یا زهرا😭