نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

اَلا اِیچاه، یارم را گرفتند گُلم، باغم، بهارم را گرفتند میان کوچهها با ضَربِ سیلی همه دار و ندارم را گرفتند **** گفتم یکی نبود چهل مَرد آمدند قِصّه نگفته قِصّهی مادر تمام شد بابا کشید پارچه را روی مادرم دستی به هم زد، گفت که دیگر تمام شد وا اُمّاه، وا اُمّاه... **** (رفتی و بعدِ تو چه ها میبینم) ۲ هر روز بَلا پس از بَلا میبینم میمیرم و زنده میشوم در کوچه هربار که قاتلِ تورا میبینم **** رفتی و ندیدی که چه مَحشَر کردم با اشک، تمامِ کوچه را تَر کردم امشب که سکوتِ خانه دِقمَرگم کرد دلبستگیام را به تو باوَر کردم وا اُمّاه، وا اُمّاه... **** حضرتِ مشکلگشا حالا به مشکل خورده است **** مِسمار را خودم زده بودم به تختهها باید بمیرم آه، پشیمان شدن کم است **** مردی که کَنده بود دَرِ قلعه را ز جا وا میکند پس از تو دَرِ خانه را به زور **** شب بود و میرفتند مادر را بشویند با اشکها جانِ پِیَمبر را بشویند شب بود و گیسوی سفیدش را ندیدند با اینکه باید اِبتدا سَر را بشویند باران ضَرر دارد برای یاسِ سالم آخر چگونه یاسِ پَرپَر را بشویند؟! **** کارِ تَنَش زیاد ولی وقتِ من کم است **** من صفِ اوّلِ هر غَزوه به میدان رفتم ولی اندازهی تو زخم ندارم به تنم **** این جای دستهای فلانی فقط نبود این نقش را مُسَلَّم چندین نفر زدند زهرا نبود آنکه بیوفتد به روی خاک سیلی به صورتِ زنِ من بیخبر زدند معنای ورشکسته که خواهی مرا ببین سرمایهی امیدِ مرا از کَمَر زدند **** اَسماء بریز آبِ رَوان بر روی گُلبرگِ گلم
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد