نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

تکیهگاهِ آخرم مرو زهرا اِی امیدِ آخرم مرو زهرا غم نشسته بر دلِ من اِی تمامِ حاصلِ من، مرو از این خانه کن نظاره حالِ زارم بیتو من خوشی ندارم، مرو از این خانه آتشی افتاده بر جانم فاطمه بیتو من حِیرانم با این چشمِ گریان، از دردِ بیدرمان شِکوه کجا ببرم ببرم؟ با این حالِ خسته، لب از غُصّه بسته خم شده این کمرم کمرم فاطمهجانم، فاطمهجانم... روی صورتِ تو دستِ دشمن خورد خاطرِ تو رو یه بیحیا آزرد هِی نَفَس زدی ولیکن دستِ تو جدا شد از من، میان نامحرم تو به زیرِ دست و پایی محسنِ تو شد فدایی، میانِ نامَحرم روی کبود و نیلی داری زخمی و مجروح از مِسماری یارم خورده سیلی، غُصّه خوردم خیلی شرَمو ببین تو ز چشمِ تَرَم دنیا تارِ تاره، حیدر شد بیچاره من چه کنم؟ چه کنم؟ چه کنم؟ فاطمهجانم، فاطمهجانم... اِی که قُوَّتی به پای لرزانم میرَوی ز رفتنت پریشانم از حسادتِ حسودان عُمرِ تو رسیده پایان، ز غُصّه رنجوری اِی خوشیِ روزگارم، فاطمه بمان کنارم چه تلخه این دوری با اینکه غرقِ غم و دردی موی زینب را شانه کردی در این شامِ آخر با چشمانی مُضطَر داری به دلِ تو عزای حسین روضه خواندی امشب، همراه با زینب گریه کنیم به هوای حسین اِی حسینجانم، اِی حسینجانم...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد