نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

آه ای دنیای من تو زمین خوردی پیش چشمای من عزیزم رفتی پشت در جای من آه ای دنیای من در افتاد رو سرت چهل نفر رد شدن از روی پیکرت بمیرم رو آتیش سوخته معجرت در افتاد رو سرت بین دیوار و در گیر افتادی زندگیتو برا حیدر دادی آه فاطمه جانم، فاطمه جان ... خونم شد قتلگاه از نفس افتادی دنیام شد تباه روزگارم رو قنفذ کرده سیاه خونم شد قتلگاه آه از آتیش و دود تازیانه سمتت میاومد فرود تقصیر من بود که بازوت شد کبود آه از آتیش و دود غم عالم نشست، روی قلبم آخ چه آشوبیه، توی قلبم بین دیوار و در، گیر افتادی زندگیتو برا، حیدر دادی حرف رفتن نزن چند روزه که ناخوش احواله حسن واسه کی داری میدوزی پیرُهن حرف رفتن نزن نزدیکه کربلا وعدهمون باشه وقتی که کربلا همه میرنُو تاریکه کربلا نزدیکه کربلا ته گودال تنی بیسر مونده غرق خون رو زمین پیکر مونده آه ای حسین جانم، ای حسین جان ...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد