نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

غمه تو منو میکُشه زهرا مرو از خونه واجبه که غسلت بدم، تو حیات خونه ولی اون قده که بازوت کبود، شده نمیتونه علی اسما بریز آبه روان، رو بدن زهرا ولی ولی کمی آهستهتر، که داره میمیره علی علی رو تنها گذاشتی با روضههای مدینت رسیده دستم به زخمه عمیقه روی سینهت حالا میفهمم که رازه حسن تو کوچه چی بوده رسیده دستم به جایی که از همین غم کبوده غمه تو منو میکُشه زهرا مرو از خونه کجا داری میری گلم، شبونه و بیسر صدا با خودت علی رو ببر، بانوی من ای با وفا چرا نفست قطع شده، صدات دیگه در نمیاد پاشو حسنت رو بغل، کن که مادرش رو میخواد راحت بخواب ای عزیزم دیگه نداری تو دردی با رفتنت از تو خونه علی رو بیچاره کردی چه جوری آروم بگیرم بدونت آرومه جونم خدا نگهداره تو ای بانوی قامت کمونم غمه تو منو میکُشه زهرا مرو از خونه میچکه خونه تازهای، از زیره تابوتت ولی داره میمیره دخترت، بیا نرو جونه علی پشت سره تابوته تو، با دیدهی تَر زینبت چادره خاکیته سرش، میزنه به سر زینبت به زیره لب میگه زینب خدایا مادر جوونه داره میره از تو خونه شبونه و مخفیونه بشکنه دسته مغیره چه خاکی بر این سرم کرد با حملهای وحشیونه به خونه بیمادرم کرد چه خاکی بر این سرم کرد غمه تو منو میکُشه زهرا مرو از خونه
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد