چشماتو روی هم نذار میمیره بی تو زینبت، مادر نرو قلبم رو از جا میکَنه این نالههای هر شبت مادر نرو درسته سختته ولی نفس نفس بزن بمون بالاسرت نشستمو میریزه اشک من بمون چه بی قرارته ببین به خاطر حسن بمون تو بسترت بیجونی ابرِ چشات بارونی میگی همین چند روزو تو خونمون مهمونی نرو نرو ای مادر... **** روی زمین افتادی و با تازیانه شد کبود بازوی تو دردت به جونم مادرم یک لحظه هم آروم نشد پهلوی تو همین که هستی پیشمون چراغِ خونه روشنه نماز نشسته خوندنت تموم غصهی منه پاشو کمی قدم بزن نگو که وقت رفتنه بیرمق و تب داری زخم تنت شد کاری پهلو به پهلو میشی شب تا سحر بیداری نرو نرو ای مادر... **** تو لحظههای آخرت میگی غریبِ مادرو تنها نذار میگی برای زینبت از پیکرِ بیجونشو از نیزهدار یه روزی میرسیم بهم دوباره توی قتلگاه آتیش میگیره خیمهها میون سوز و اشک و آه سر از تنش جدا میشه حسینمون چه بیگناه تشنهلب و بیحاله تو گودی گوداله پیکرِ بی سر رو خاک زخمیه و پاماله حسین غریب مادر...