تکیهگاه آخرم مرو زهرا ای امید و باورم مرو زهرا غم نشسته بر دل من ای تمام حاصل من مرو ازین خانه کن نظاره حال زارم بیتو من خوشی ندارم مرو ازین خانه آتشی افتاده بر جانم | فاطمه بیتو من حیرانم با این چشم گریان از درد بیدرمان شِکوه کجا ببرم ببرم؟! با این حال خسته لب از غصه بسته خَم شده این کمرم کمرم آتشی افتاده بر جانم | فاطمه بیتو من حیرانم روی صورت تو دست دشمن خورد خاطر تو رو یه بیحیا آزرد هی نفس زدی ولیکن دستت تو جدا شد از من میان نامحرم تو به زیر دستوپایی محسن تو شد فدایی میان نامحرم روی کبود و نیلی داری | زخمی و مجروح از مسماری یارم خوردی سیلی غصه خوردم خیلی شرمو ببین تو ز چشم ترم دنیا تاره تاره حیدر شد بیچاره من چه کنم؟! حالا بیسپرم روی کبود و نیلی داری | زخمی و مجروح از مسماری ای که قوتی به پای لرزانم میروی ز رفتنت پریشانم از حسادت حسودان عمر تو رسیده پایان ز غصه رنجوری ای خوشی روزگارم فاطمه بمان کنارم چه تلخه این دوری با اینکه غرق ِ غم و دردی | موی زینب را شانه کردی در این شام آخر با چشمانی مضطر داری به دل تو عزای حسین روضه خواندی امشب همراه ِبا زینب گریه کنی به هوای حسین با اینکه غرق ِ غم و دردی | موی زینب را شانه کردی