نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

گُمت کردم، توی ازدحام پشت در گمت کردم زیر دست و پای چهل نفر گمت کردم، گمت کردم کتک خوردی، جلوی غریب و آشنا کتک خوردی شیشهی عمرِ علی چرا ترک خوردی؟ کتک خوردی تو رو قنفذ چه بد میزد، دومی از روی کینه و حسد میزد تا دستامو دیدند بسته است، یکی تازیانه و یکی لگد میزد گیر افتادی، بین دیوار و درِ خونه گیر افتادی توی شعلهها غریبونه گیر افتادی پَرت میسوخت، چادرت آتیش گرفت و معجرت میسوخت جلو چشمای خیس شوهرت میسوخت، پرت میسوخت حلالم کن، عزیز من همهی هستیتو واسه من فدا کردی چی شد زهرا که پشتِ در، بجا من یهو فضه رو صدا کردی؟ زیر دست و پا گُلِ نیلوفری افتاده بود پیش چشم بچههایش مادری افتاده بود با قلافش آنچنان میزد مقیره گوییا پشت درِ سوخته جنگ آوری افتاده بود قنفذ از روی ندامت روی در میایستاد گرچه میدانست زیرش پیکری افتاده بود روی صورت رد سیلی، روس سینه میخِ در روی چادر رد پای کافری افتاده بود
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد