باید که فقط یوسفِ زهرا بپسندد

باید که فقط یوسفِ زهرا بپسندد

[ سعید کرمعلی ]
باید که فقط یوسفِ زهرا بپسندد
ما را چه نیازی‌ست که دنیا بپسندد؟!

قنبرشدن این است که هر لحظه بگویی
من راضی‌ام آن‌گونه که مولا بپسندد

مجنون دمی از سرزنش خلق نرنجید
دیوانه شد آن‌قدر که لیلا بپسندد

از قافله دوریم ولی کاش از آن دور
یک ثانیه برگردد و ما را بپسندد

ما دغدغه داریم که ارباب ببیند
ما دغدغه داریم که سقّا بپسندد

نه فکر حسابیم نه دنبال ثوابیم
ما آمده‌ایم امّ ابیها بپسندد

بگذار بخندند به این زارزدن‌ها
می‌ارزد اگر زینب کبری بپسندد

*****

پنج‌تن سوره، شاکله زینب
عصمت اللهِ کامله زینب
غایتِ صبر و حوصله زینب
اسداللهِ قافله زینب

نطق طوفانی است این بانو
حیدرِ ثانی است این بانو

با خدا طی شده اوقاتش
جبرئیل آمده ملاقاتش
کعبه رُو کرده سمت میقاتش
سجده کردیم بر مقاماتش

دانش‌آموز مکتبیم همه
ما مسلمان زینبیم همه

منشا خیر، رود رحمت شد
مثل یک کوه با صلابت شد
بهترین جلوه‌ی شجاعت شد
حامی اصلی ولایت شد

جان‌پناه امام عاشوراست
آینه‌دار غیرت زهراست

چند وقتی‌ست چشم تَر دارم
از غم بی‌کسی خبر دارم
هر چه باشد دو تا پسر دارم
دو پسر نه، دو تا سپر دارم

بی نقاب آمدند ماه شوند
تیرهای کمانِ شاه شوند

ای مهربان‌برادرِ من
یادگار عزیز مادر من
تا ابد سایه‌ی تو بر سر من
پیش‌مرگ گلوت حنجر من

این دو تا را قبول کن از من
جانِ زهرا قبول کن از من

فارغ از هر تصوّری آقا 
تو چرا در تحیّری آقا؟
تا که از غصّه‌ها پُری آقا
نیزه کمتر که می‌خوری آقا

اذن میدان بده رها بشوند
قبل تو این دو سرجدا بشوند

*****

گرفته‌اند ز عبّاس درس مردی را
نداشت تاب تحمّل کسی برابرشان

 تمام دار و نداری که دارد اینانند
رسید لحظه‌ی تلخ وداع آخرشان

نبود آب که ریزد به پشتشان امّا
دو بوسه‌ای زد و قرآن گرفت بر سرشان

حضور پیر خرابات یادتان نرود
قسم به مادر سادات یادتان نرود

*****

بعد این‌ها شروع جنجال است
زینب آن لحظه‌ی سخت بی‌حال است
نوبت توست، وقت گودال است
من بمیرم تنت پامال است

بین دل‌های سنگ کینه‌ی توست
چکمه‌ی شمر روی سینه‌ی توست 

تا تو را تیغ کُند راحت کرد
لشکری سمت خیمه حرکت کرد
خولیِ بددهن جسارت کرد
هر چه را داشتیم غارت کرد

پای این روضه می‌زنم فریاد
دَخَلَت زینبُ علَی ابنَ زیاد

*****

یه امیدی بهم هست که صدام کردی
به یه دردی می‌خوردم که نگاه‌م کردی
...
غمی بزرگ در دلم مرا عذاب می‌دهد
تو را صدا که می‌زنم سنان جواب می‌دهد 

مقابل نگاه یک سپاه می‌خورم زمین
همین که شمر ناقه‌ی مرا شتاب می‌دهد
...
جای هر پنج‌تن بلا دیدم
من تو را روی نیزه‌ها دیدم

سر یک نیزه‌ی بلند حسین
گیسوان تو را رها دیدم

به غذا آب نمی‌زنم دیگر
سر سفره سر تو را دیدم

پربازدید ترین شعر اول سعید کرمعلی محرم و صفر حضرت زینب (س)

پربازدید ترین شعر اول محرم و صفر حضرت زینب (س)

محبوب ترین محرم و صفر حضرت زینب (س)

محبوب ترین سعید کرمعلی

نظرات