نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

باید امشب به ماوَرا بروم تا فراسوی لحظهها بروم از هیاهوی این شلوغیِ شهر باید آرام و بیصدا بروم نقطهای بعدِ خطّ پایانم دوست دارم به ابتدا بروم باید از دستِ ظلمت شیطان تا خودِ نور، تا خدا بروم مثل فُطرس شدم زمینگیرت بال و پَرسوخته کجا بروم؟ کاش میشد که بال و پَر بزنم کاش میشد به کربلا بروم رحمتِ واسعه خدا، ارباب شبِ میلادِ خود مرا دریاب ***** پیشِ پای تو وا شده درِ عرش نورباران شده سراسرِ عرش پنجمین آفتاب آل کِساء میدرخشی همیشه بر سرِ عرش مصطفی از تو و تو هم از او تو همانی، همان پیمبرِ عرش خانهی کوچک علی امشب با حضورت شده برابرِ عرش پدرت همنشینِ حضرتِ حق مادرت فاطمهست، مادرِ عرش زائر بارگاه و گنبد تو عاقبت میشود کبوترِ عرش ***** چه غم زِ مستی و دیوانگی و رسوایی شرابِ عشقِ تو را بیحساب میخواهم حسین عزیز زهرا...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد