
تو آمدی که باز هم خدا مرا گدا کند و در مسیر خانهات گدا برو بیا کند به خنده نرگس آمده که ماهِ مجلس آمده ابامحمّد از کرَم دوباره سفره وا کند فقط به یُمنِ مَقدمت، اجازه دارد از دَمَت که فخر بر بهشت هم زمینِ سامرا کند به کعبه طعنه میزند، ضریحِ گاهوارهات رواست قبله را خدا دوباره جابهجا کند تو آمدی که انتظار فاطمه به سر رسد و باز جلوهگر خدا علی مرتضی کند ز لعل آبدارِ تو رواست اینکه عسکری نه از رطب، که امشب از لبِ تو روزه وا کند تو جای خود، هر آن کسی که دیده جلوهی تو را شگفت نیست خاک را بدل به کیمیا کند تو آمدی و انبیاء تو را سلام میکنند به احترام مَقدمت همه قیام میکنند ***** ببخش اگر زبان من نپخته است و ساده است تو لطف کن ز خود بگو که شعر بیاراده است ز دیده گرچه غایبی، تو باز سجدهواجبی چگونه بندهات شوَم که خِضر بندهزادهات میانِ خِیلِ چاکران نه جای همچو من بُوَد که دست روی سینه جبرئیل ایستاده است نبیخصال، علیجلال، امیرِ فاطمیجمال فدای چشمِ مستِ تو که صد پیاله باده است حسین در شجاعتی، حسن گَهِ کرامتی برای خِیلِ سائلان کمِ شما زیاده است به زُهد، زینالعابدین، به عِلم و فضل، باقری و اهل عِلم با جَبین به محضرت فتاده است تو صاحبِ دقایقی، تمامِ قالَ صادقی به یک کلامِ تو یقین هزار استفاده است رئوف همچونان رضا، جواد همچونان جواد خدا تمامِ حُسن را به تو هدیه داده است به کَظمِ غِیظ کاظمی، قیامتی و قائمی به گونهای که عرش هم به پات ایستاده است تبلورِ عنایتی، تو هادیِ هدایتی که یک تشعشع از رُخَت به شمس نور داده است به یک کلام، یکتنه تمامِ چهارده تویی و در تو جمعِ خوبیِ تمامِ خانواده است در آسمان قمر تویی، تویی که ماهِ کاملی به غیرتت قسم که تو خودِ ابوالفضائلی ***** ببین "مَتیٰ تَریٰ" شده نوای "لَن تَرانی"ام بهار نیستم دگر، نگاه کن خزانیام ببین که پلکهای من ز گریه زخم گشته است بیا که رُو به پیری است دورهی جوانیام اگرچه خوب یا بَدم، به سینه سنگِ تو زدم وبالِ گردن توام، امامِ مهربانیام گناه میکنم ولی قسم به حضرت علی همین که دور میشوم، تو باز میکِشانیام عجب شبیست آن شبی که میهمان تو شوَم عجب دَمیست آن دَمی که نوکرت بخوانیام رسید مَه به نیمه و هواییِ زیارتم زمینیام ولی بِده دو بالِ آسمانیام دَمی به عرش رفتی و به مادرت چه بد گذشت رُباب یادم آمده که گرمِ روضهخوانیام رُباب یادم آمد و بساطِ گریه پا گرفت به یادِ سیب کوچکی که روی نیزه جا گرفت ***** بچّهها دستِ بابا خونی شده گمونم شیرخواره قربونی شده عباشو طوری رُو اصغر کشیده گمونم خیلی خجالت کشیده