
اُمُّالمومنون آیههای قرآناند گاه مقداد و گاه سلماناند از عرب تا عجم مسلماناند همه فرزندهای باراناند یا نوه یا نتیجهاند همه بچههای خدیجهاند همه سایهاش مستدام بر سر ماست خانهاش قبلهگاه دیگر ماست نامش آرامش پیمبر ماست مادرِ فاطمه است مادر ماست مادرم ای امام مادرها به فدایت تمام مادرها گرمیِ آشیانِ پیغمبر همسر مهربان پیغمبر یاد تو در روان پیغمبر نام تو بر زبان پیغمبر خاطرات تو گرمیِ شب اوست یاد تو آهِ حسرت لب اوست زن ولی مردتر زِ هر مَردی جگر کفر را درآوردی قد عَلم کرده پیش هر دردی تو بر اسلام، مادری کردی نه فقط اُمِّ مومنون هستی اُمِّ اسلام، اُمِّ دین هستی به تو جبریل احترام کند پیش یایت نبی قیام کند به تو باید خدا سلام کند و تو را صاحب مقام کند باید اینگونه منجلی بشوی مادرِ همسر علی بشوی با نبی گرچه همنشین بودی قبل از اسلام بیقرین بودی بین زنها تو بهترین بودی در زمین آسماننشین بودی اشک تو ای خدیجهی غرّا ریخته گریهی ملائک را مثل ابر بهار گریه مکن آنقَدَر گریهدار گریه مکن از بدِ روزگار گریه مکن مادرِ بیقرار گریه مکن ای مادر در سرت فکر کیست میدانم گریهات مال چیست میدانم در عذار گُلت چه میبینی؟ که چنین بیقرار و غمگینی نگرانِ هجوم گلچینی یا که رنجورِ دستِ سنگینی؟ آه از دست آه از آن آزار آه از آن کوچه آه از آن دیوار دنبال حیدر میدوید از سینهاش خون میچکید