
از ترس ز دستان عدویش سپر افتاد از جان و دل لشکریان بیخبر افتاد تا بوده علی بوده و تا هست علی هست با نامِ علی هر که در افتاد، ور افتاد علی مولا مولا... ساقی به پیاله باده کم میریزی این مِیکده را چرا به هم میریزی؟! از گردشِ ساغرت شکایت دارم آسوده بریز، بنده عادت دارم با خستگی آمدم، فرح میخواهم سجّاده و تسبیح و قدح میخواهم ما قوم عَجَم به باده عادت داریم بر پیر مُغان علی ارادت داریم علی مولا مولا... من معتقدم باده سرشتی دارد انگور نجف طعم بهشتی دارد علی مولا مولا...