نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

(یک کاروان رسیده که محمل به محملش)۳ بَر روی بالهای هزاران کبوتر است (جرعت ندارد از طرفش باد بگذرد)۲ (آن محملی که حامیاش عباس و اکبر است)۲ دنیا هزار کَعده روان است و میوزد بوی بلا و بوی جدائی و بوی سیب (صوت ضعیف مادری از دور میرسد)۲ مادر بمیرد از غمت، ای تشنهی غریب محمل نشین غم دل ما را کباب کرد آهی کشید و خانهی شادی خراب کرد (اکبر گرفت پردهی محمل به احترام)۲ (عباس هم زِ روی ادب، پا رکاب کرد)۲ آن روزها که مادرش از قبل خوانده بود لحظه به لحظه پیش نگاهش مجسم است چون تار دیدهاش چو خورشید برادرش محمل زمین نهید که دیگر محرم است پا را زمین نهاد و دل آسمان گرفت پا را زمین نهاد و دلش شور زد، شکست (افتاد یاد روضهی بابا شب وداع)۲ لبهای خشک علقمه مشک تُهی دو دست آهسته سمت چهرهی اکبر نگاه کرد گویا که دید پیکر او را به روی خاک حسین، وای... یک سو تمام شادی لبخند دشمنان یک سو حسین روی تنی چاک و چاک و چاک رو کرد سمت لشکریان و حرامیان در آن میانه حرمله را خوبتر شناخت (آهسته گفت زیر لب: ای وای بَر رباب)۲ تیر سه شعبه حلق علی را دگر شناخت حسین... دیدید کودکی که لبش خشک خشک بود اما زِ راه حنجر خود آب میخورَد در پیش چشم مادرش از بوسهگاه تیغ رأس پسر به دست پدر تاب میخورد (آرام گفت: جان برادر بیا رَویم)۲ (با این زمین گرم پزیرائیم مکن)۲ اینجا نَمان که بی تو شود روز من سیاه در زیر تازیانه تماشائیم نکن برگرد تا نبینم آنجا تو را به خون با سنگ و تیغ و نیزه و شمشیر میزنند بَر خیمههای بیکسیم شعله میکشند بَر دست دختران تو زنجیر میزنند حسین... شاید رباب بشنود آرامتر بگو این تیرهای چلهنشین مهیب چیست؟ (از دور تیغ خنجرشان برق میزند)۲ فهمیدهام که معنی شَیبُ الخَضیب چیست؟
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد