یا بر سر نِی یا به دست این و آنی

یا بر سر نِی یا به دست این و آنی

[ سید امیر حسینی ]
یا بر سر نِی یا به دست این و آنی
پس کِی می‌آیی در خرابه میهمانی؟

یا در تنور خانه‌ها یا دِیر راهب
انگار که بابای از ما بهترانی

پیراهنی داری، که دست پیرمردی‌ست
انگشتری داری، به دست ساربانی‌

اوضاع من هم چون تو تعریفی ندارد
سر می‌کنم با این همه نامهربانی

بدجور سیلی خوردم این چند روزه
خوردم ولی حتّی دریغ از تکّه نانی

من که توان راه رفتن هم ندارم
حالا سؤال من، تو آیا می‌توانی؟
ای وای یادم رفت تو که پا نداری

نظرات

خدا خیرتون بده