باباهاشون بابامو کشتن، بچه‌هاشون آرزوهامو

باباهاشون بابامو کشتن، بچه‌هاشون آرزوهامو

[ سید امیر حسینی ]
بابا‌هاشون بابامو کشتن، بچّه‌هاشون آرزو‌هامو
بابا‌جونم رفتی ندیدی لخته خون لای مو‌هامو
دیگه چشمام خوب نمی‌بینه، دیگه دستام جونی نداره
کاشکی می‌شد بازم ببینم یا بابامو یا عمو‌هامو

ای وای ای وای ای وای از سرم، از چشام
ای وای ای وای ای وای زخمای دست و پام
ای وای ای وای ای وای صورتم، دندونام،
مردنِ خنده‌هام

شیرین‌زبونیامو بستن بابایی، بابایی، بابایی
دندون شیریمو شکستن، بابایی، بابایی، بابایی

روی پا‌هام جای کبودی، روی دستام جای طنابه
ما کجا و کوچه و بازار؟ ما کجا و کنج خرابه؟
صورت من برگ گلت بود، امّا حالا زخم و کبوده
زجر نامرد یکی زد امّا جونِ بابا صدتا حسابه

ای وای ای وای ای وای اسمتو بردمو
ای وای ای وای ای وای هِی کتک خوردمو
ای وای ای وای ای وای بی‌تو پژمردمو
عمّه بُرد مُرده‌‌مو

خسته شدم آخه کجایی، بابایی، بابایی، بابایی
بغل می‌خوام بغل بابایی، بابایی، بابایی
اومدی و بغل نداری بابایی، بابایی، بابایی

سرت رو رو پا‌هام می‌ذارم لالایی، لالایی، لالایی
خسته‌ای روی نیزه بودی لالایی، لالایی، لالایی
اَمون از اون سنگ یهودی لالایی، لالایی، لالایی

بابا، بابا قشنگم...

نظرات