نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

نفسم بالا نمیاد بغلم بابامو میخواد که به من دلداری میداد کجا رفتی وقتی که زخمه همه جام بابامم که قهره باهام موهامم دیگه نمیخوام چرا رفتی بابا بدونِ تو سختم شد خرابه خونهی بختم شد جای لباس قشنگام لباس پاره قشنگترین رختم شد بابا شبا تا صبح بیدارم کجا کشیده بی تو کارم تُو نور ماه میشینم دونه به دونه هی زخمامو میشمارم با تمام خستگیام ولی من کوتاه نمیام بغل بابامو میخوام بابا جونم آخه من مگه چند نفرم اینهمه غم ریخته سرم پُرِ درده بال و پرم بابا جونم بابا، بابا قشنگم... ***** بیا که آشتی دو تایی بغل دختر بابایی چه شبی میشه خدایی دوسِت دارم چه خوبه که پیش منی که به من لبخند میزنی سَری امّا بی بدنی دوسِت دارم سر تو سرپناه من شد رُو نی چراغ راه من شد تُو این شبای تیره بابای نازم سر تو ماه من شد خرابه کربلای من شد شهادتم دعای من شد تن عزیز تو موند رُو خاک صحرا سرت برای من شد نفسامی ای بابایی حالا که موندیم دو تایی میخونم واسهت لالایی بابا جونم گل یاس پرپرتم زخمیام مثل سرتم هر چی باشه دخترتم بابا جونم بابا، بابا قشنگم...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد