
هر کی که اسممو بیاره اسمشو میگم به بابایی کارِ شما سینه زدن شد کارِ منم گرهگشایی من نوهی فاطمه هستم کی گفته دختری اسیرم؟ من خودم از بابام براتون کربوبلاتون رو میگیرم زائر من میشید کنارِ گنبدِ عین قرصِ ماهم برای دیدنِ شماها منم خدایی چشم به راهم بابایی، بابایی باید زائرامو ببینی خودت کارشون رو بچینی بشن زائرِ اربعینی دلم میخواد مثل قدیما رو زانوی بابا بشینم بابا که موهامو میبافه صورتِ ماهشو ببینم رو شونهی عمو اباالفضل تمام دنیا زیر پام بود دلخوشیِ تمام عالَم توی دل و توی چشام بود اما تمام این سهسالو تو این شبا ازم گرفتن دلخوشیهای روزگارم رنگِ سیاهِ غم گرفتن بابایی، بابایی نبودی ببینی پَرم سوخت نبودی ببینی حرم سوخت نبودی ببینی سرم سوخت بابا ببین یاسِ سفیدت حالا دیگه یاسِ کبوده تنها گناهِ من تو دنیا عشق و محبّت تو بوده از روی نیزه هم میشه دید غمی که تو چشام نشسته سنگی که خورد به صورتِ تو شیشهی عمرمو شکسته نپرس ازم باهام چه کردن که یک شبه موهام سفید شد مثل برادر و پسرهات دخترتم برات شهید شد بابایی، بابایی چه خوبه امیدت شدم من آره روسفیدت شدم من نمردم شهیدت شدم من بابایی، بابایی باید زائرامو ببینی خودت کارشون رو بچینی بشن زائرِ اربعینی