
یا بر سر نِی یا به دست این و آنی انگار که بابای از ما بهترانی یا در تنور خانهها یا دِیر راهب پس کِی میایی در خرابه میهمانی؟ پیراهنی داری که دست پیرمردیست انگشتری داری به دست ساربانی رنگ موی تو قهوهای سوختهست و رنگ لب تو شد کبود ارغوانی اوضاع من هم چون تو تعریفی ندارد سر میکنم با این همه نامهربانی من که توان راه رفتن را ندارم حالا سوال من: تو آیا میتوانی؟ بابا سلامت را به عمّه میرسانم بابا سلامم را به مادر میرسانی؟ هر بار که سنگت زدند از بام گفتم بابای من تو قهرمانی