
حضرت هادی گوشهی حجره افتادی با زهر قاتل چه غریبونه جان دادی ای بیوفا زمونه کیه که حال آقامون رو بدونه؟ کی مرثیه میخونه؟ کی با غریب سامرا هم زبونه؟ غریب و خسته و زاره چه بیقراره، تب داره لباش دم آخر خشکه یکی براش آب بیاره (غریب آقام، آقام، آقام) 8 ابن الرضایی، هادی دلهای مایی خیلی آقایی، دلخوشی شیعههایی ذکر دلهای شیدات مناجاتی که تو میخونی چه زیباست قبلهی ما همینجاست جامعهی کبیرهی تو چه غوغاست تو معدن رحمت هستی تو مایهی برکت هستی تو محبت رحمی آقا تو نور ولایت هستی (غریب اقام، آقام، اقام) 8