غریبی بین شیعههاتم کمتر یاد سامراتم دست خالیمو نگاه کن ای حلّال مشکلاتم دنیا مرید و تو مرادی پناه ما تو غم و شادی دلم تو سامراته امشب آقای من امام هادی دادن عذاب میبردنت تو رو به مجلس شراب امون از این جسارتای بی حساب دادن عذاب، دادن عذاب (آقای من، آقای من، آقای من)۳ دلت گرفته از زمونه بهار عمر تو خزونه چه ماجرای آشنایی هجوم آوردن به یه خونه غصّهی غربت تو آقا دل منو به غم سپرده ولی خدا را شکر که هیچکس پیش چشات زمین نخورده وا غربتا پهلوی مادرت شکست تو کوچهها چادرش و لگد میکردن بی هوا وا غربتا (خدا کند که زنی بی هوا زمین نخورد به ضربه پا وسط شعلهها....) آقای من، آقای من، آقای من زندگی کردم با غم تو شدم یه عمره آدم تو هر کسی یه دلخوشی داره دلم خوشه به پرچم تو با روضههای تو اجینم مُهر گداییت رو جبینم چی به سرم میومد آقا غمت اگه نبود تو سینم آقام حسین دوای دردای منی حسین آقام حسین روز و شب فکر کربلام حسین آقام حسین، آقام حسین، آقام حسین، آقام حسین زندگی کردم با غم تو شدم یه عمره آدم تو هر کسی یه دلخوشی داره دلم خوشه به پرچم تو یا اباعبدالله آقای من۳