دل میبَره عطر نسیم حرم حضرت بابای نجف حق و معَ الحق اینه قطعا بهخدا شد علی آقای نجف مستیِ انگور ضریحش جای خودش اما بگو شد زائر ایوونشم باشی بشی مست الفبای نجف چشیدم مزّهی تربت رو با بوی باران نجف میشه دید عرش بَرینو از زیر ایوان نجف با یه تسبیح از دُرّ نجف همیشه بعد نماز صد و ده مرتبه میگیرم دَم سلطان نجف عشقه حال و هواش ایوالله زرق و برقِ طلاش ایوالله پیچید اسم علی بازم از سر مأذنههاش ایوالله علی ولیالله حیدر... **** تَجری مِن تَحتِها الأنهار که میگن تو نجفش داره علی حقّا نبی گفته ولیالله فقط حیدر کرّارِ علی اون که خداست یا که بشر بهجتِ تبریزی ما کار بشر نیست که بخواد پی ببَره ذرّهای از کارِ علی شب معراجِ نبی بوده شب تفریحِ علی میشه عالم ناسوت، لاهوت با یه تلمیحِ علی دَم شمشیر دودَم یا حیدرِ کرّاره فقط ذکر یا فاطمه، یا زهرا دَم تسبیح علی علی روح اذان ایوالله، علی فوق بیان ایوالله آخه تنها زِ راز خلقت بوده در جریان ایوالله علی ولیالله حیدر...
عالی عالی عالی عالی عالی عالی عالی عالی ناز نفست