
کعبهی دلهای ما، کرب وبلای حسین مرغ دل ما زند، پَر به هوای حسین (حَبیبَنا یا حسین، سَیِّدَنا یا حسین) چون به عزا خانهاش میروی آهسته رو بال ملائک بوَد فرش عزای حسین (حَبیبَنا یا حسین، سَیِّدَنا یا حسین) خندهکنان میرود روز جَزا در بهشت هرکه به دنیا کند گریه برای حسین (حَبیبَنا یا حسین، سَیِّدَنا یا حسین) **** از یکی پرسید پس آن جانِ پاک نام آن خونخوار دشت هولناک گفت ای خور در حریمت جاریه نام این صحراست دشت ماریه گفت: دارد نام دیگر گوی فاش گفت: میگویند دشت نینوا گفت دارد نام دیگر بر ملا گفت میگویند زمین کربلا خرمی کن ای زمین شاهت رسید فخر کن بر آسمان، ماهت رسید کربلا آغوش خود را باز کن بستر مهمان خود را ساز کن اگرچه این سفر باشد خدایی ولی آید از آن بوی جدایی این مسیح من، نفس دارد هنوز مرغ روح او قفس دارد هنوز با نگاهش حرفها میزد حسین پیش زینب دست و پا میزد حسین بولهب بر صفحهی قرآن نشست روی حنجر خنجر بُرّان نشست