ز ابر خیمه اگر ماه روی بام ببینم

ز ابر خیمه اگر ماه روی بام ببینم

[ حاج مهدی سماواتی ]
ز ابر خیمه اگر ماه روی بام ببینم
به روی خود ز سوی دوست، فتحِ باب ببینم

بیا که منتظرم تا بَری به بزم وصالم
چو ذره، خویش در آغوش آفتاب ببینم

سپید اگر شده مویت ز داغِ سرخِ جوانان
ز خونِ حنجر خود خواهمش خَضاب ببینم

بگو به خواب، که آید به چشم من بنشیند
مگر به خواب روم بلکه خوابِ آب ببینم

ولی چه سود، که کارم عطش رسانده به جایی
که بُرده خواب، مگر خواب را به خواب ببینم

اگر چه تشنه‌ام اما ز قحط آب ننالم
که پُر ز آب بَصر، دامن رباب ببینم
****
این کودک شش ماهه‌ی من تاب ندارد
گهواره به تاب است و علی خواب ندارد

شرمنده از این بیش مکن مادر خود را
من شیر ندارم پدرت آب ندارد
****
هرچه آمد به سرم دست به زانو نزدم
جز خداوند به عمرم به کسی رو نزدم

روی دستم گل بی‌برگ و برم را کشتند
رو زدم آب بگیرم پسرم را کشتند

حرمله خیر نبینی گل من نورَس بود
کشتنش تیر نمی‌خواست نسیمی بس بود

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه حاج مهدی سماواتی امام حسین (ع)(محرم و صفر)

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه امام حسین (ع)(محرم و صفر)

محبوب‌ترین‌های امام حسین (ع)(محرم و صفر)

محبوب ترین‌های حاج مهدی سماواتی

نظرات