دل از جهان بریدم و گفتم حسین

دل از جهان بریدم و گفتم حسین

[ حاج مهدی سماواتی ]
دل از جهان بریدم و گفتم حسین حسین
مهرش به جان خریدم و گفتم حسین حسین

دادند چون که باده‌ی قالوا بلى مرا
زان جرعه‌اى چشیدم و گفتم حسین حسین

چون مرغ پر شکسته‌ی گم کرده آشیان
تا کوى او پریدم و گفتم حسین حسین

در نیمه‌هاى شب به امید حریم او
آه از جگر کشیدم و گفتم حسین حسین

می‌گفت «یا حسین» شب و روز مادرم
من هم از او شنیدم و گفتم حسین حسین

مرا با عشق عِطرت زاده مادر
مرا شیر مَحَبَّت داده مادر

در این‌جا مرثیه‌خوان حسینم
در آن‌جا هم سرِ خوانِ حسینم

غمش را تا خریدم غم ندارم
دگر چیزی به عالم کم ندارم

چو خود داند که بر اینان چه دادست
خدا هم عاشق این خانوادست

*****

امشب سپاه حق و باطل صف کشیدند
یک دسته حق، یک دسته باطل برگزیدند

در انتظار صبح فردا می‌خروشند
یک دسته جان، یک دسته جانان می‌فروشند

یک دسته راه نار را در پیش دارند
یک دسته عشق یار را با خویش دارند

امشب حسینیون نمی‌گُنجند در پوست
فردا بُوَد معراجشان از دوست تا دوست

امشب بلا جویان عاشق در نمازند
فردا به نوکِ نیزه سرها سر فرازند

امشب دهد آل علی را پاس، عباس
فردا کنند اهل حرم عباس، عباس

امشب عَدو دارد هراس از خشم عباس
فردا به میدانِ خون رود از چشم عباس

امشب شود از شرمِ سَقّا آب، دریا
فردا شود از اشک او سیراب، دریا

امشب شود وقف ولایت هستِ عباس
فردا جدا گردد ز پیکر، دستِ عباس

امشب به جای آب، سَقّا اشک دارد
فردا نه دست و نه عَلَم نه مشک دارد

امشب شب است و نغمه‌ی قرآنِ اکبر
فردا عطش بازی کند با جانِ اکبر

امشب علی دور پدر گردد هَماره
فردا بود زخمش به پیکر بی‌شماره

امشب فلک بازی کند با جانِ لیلا
فردا شود نقشِ زمین قرآنِ لیلا

امشب علی‌اصغر کند شب زندع‌داری
فردا شود خونش ز حلقِ تشنه جاری

امشب سکینه چون کبوتر می‌زند بال
فردا زیارت نامه می‌خواند به گودال

امشب شب است و زینب و اشک شبانه
فردا بگیرد اجر خود از تازیانه

امشب چو گل، زینب گریبان را دریده
فردا شود زُوارِّ رگ‌های بُریده

امشب سِرِشک از چشم پیغمبر روان است
فردا سر فرزند زهرا بر سَنان است

امشب حسین است و شب و چشم تَرِ او
فردا زند فواره خون از حنجر او

ای کاش امشب آسمان از رَه بماند
مَه جای نور از دیده با ما خون فشاند

ای کاش خورشید از افق بیرون نیاید
تا جانبِ گودال، شمرِ دون نیاید

ای کاش عمر آسمان پایان پذیرد
تا خیمه‌های فاطمه آتش نگیرد

ای اسب‌ها خون جای اشک از دیده بارید
فردا مبادا روی قرآن پا گذارید

ای سنگِ دشمن، نشکنی آیینه‌اش را
ای نیزه نشکافی به مقتل سینه‌اش را

ای اشک امشب مونسِ چشمِ تَرَش باش
ای فاطمه فردا تو بالای سرش باش

*****

از حرم تا قتلگه زینب صدا می‌زد حسین
دست و پا می‌زد حسین، زینب صدا می‌زد حسین
در میان زهرا صدا می‌زد حسین

حسین جانم حسین جانم

واویلتا فی کربلا
واویلتا فی کربلا

امشب حسین‌بنِ‌علی حق را عبادت می‌کند
واویلتا فی کربلا

فردا سرش بر نیزه‌ها قرآن طلاوت می‌کند
واویلتا فی کربلا

امشب بگردد تا سحر عباس دور خیمه‌ها
فردا کنار عَلقمه گردد دو بازویش جدا
واویلتا فی کربلا

امشب علی‌اکبر زند گل‌بوسه بر دست پدر
فردا تنش در موجِ خون غلتان شود پا تا به سر
واویلتا فی کربلا

امشب علی‌اصغر کُند در هر نفس خدا خدا
فردا ز تیر حرمله گردد سرش از تن جدا
واویلتا فی کربلا

امشب سکینه در حرم از تشنگی زاری کند
فردا کنار قتلگه زهرا عزاداری کند
واویلتا فی کربلا

امشب بود قاسم بسی شور شهادت بر سرش
فردا امام مجتبی گِرید کنار پیکرش
واویلتا فی کربلا

امشبی را شَه دین را در حرمش مهمان است
مکن ای صبح طلوع

عصر فردا بدنش زیر سم اسبان است
مکن ای صبح طلوع

بر مشامم می‌رسد هر لحظه بوی کربلا
بر دلم یا رب نماند آرزوی کربلا

تشنه‌ی آب فراتم ای اَجل مهلت بده
تا بگیرم در بغل قبر شهید کربلا

زینتِ دوشِ نبی روی زمین جای تو نیست
خار و خاشاک زمین منزل و مأوای تو نیست

خاک عالم به سرم کَز اثر تیر و سَنان
جای یک بوسه‌ی من در همه اعضای تو نیست

امان از دل زینب

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه حاج مهدی سماواتی امام حسین (ع)(محرم و صفر)

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه امام حسین (ع)(محرم و صفر)

محبوب‌ترین‌های امام حسین (ع)(محرم و صفر)

محبوب ترین‌های حاج مهدی سماواتی

نظرات