نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

کار گناهکاری، دیگر به مو رسیده در باز کن به رویم، بیآبرو رسیده از من کسی در اینجا، بیچارهتر ندیده صد شر به من ز نفس، درنده خو رسیده سنگ خوردم اما، خود را به تو رساندم این جسم و جان زخمی، با صد رفو رسیده حرفی بزن دلم را، بشکن ضرر ندارد این بنده به تفاهم، با گفتگو رسیده پاکم کنید اگر چه، آلوده و خرابم ای اشکها بریزید، وقت وضو رسیده ممنون مادرم که دشت مرا گرفته خیری اگر رسیده، تنها از او رسیده امشب خدا علی را، دنبال ما فرستاد امشب گدا به حیدر، بی پرس و جو رسیده آلودگی من را، با یا علی خریدند این بار هم به داد، من ذکر او رسیده کاری به کس ندارم، وقتی حسین دارم هر چند تشنه بودم، دستم سبو رسیده مادر کنار گودال، با قامت خمش گفت حیدر کمک که وقت، ذبحگلو رسیده حسین... قرار شد نگذارند ساده جان بدهد قرار شد نگذارند سر تکان بدهد یا مظلوم...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد