بندهات با یا الهی آمده
محمدحسین پویانفرپسندیدن18
بازدید4.1K
بندهات با یا الهی آمده نیمه شب با روسیاهی آمده داشتم یا رب تو را دارم هنوز راست میگویم گرفتارم هنوز از گدا جز درد بیدرمان نخر گوهر چشم مرا ارزان نخر سالها دنبال معراج تواَم خوبیاش این است محتاج تواَم سائل این خانه دلگیرش خوش است طفلِ دیوانه به زنجیرش خوش است قرب دارم زار و مهجورم نکن از خودت یک ثانیه دورم نکن پشت این در مَعطلم کن بیشتر مثل مردم آبرویم را نبَر هیچ کس جز تو هوایم را نداشت هر که را دیدم بنده از تنها گذاشت دست من خالیست دریا پُر نعم پای من لنگ است نزدیک حرم دست من کوتاه و خرما بر نخیل ای پناه بیپناهان الدخیل گرچه کوهی از خطا آوردهام رو به دربار رضا آوردهام بارها گفتم رضا گفتهاند محسن شد رضا درمانم و دردم باز هم دارم هوای عطر سیب باز میگوید رضا یَابن شبیب تشنهای در گودیِ گودال رفت آنقدَر سنگین زدند از حال رفت عدّهای پنجه به گیسویش زدند عدّهای چکمه به پهلویش زدند شکر با ارباب عالم تند شد خنجر او از خجالت کُند شد زنده بود و دست پا میزد