نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

یک ذرّه التفات به چشم تَرَم کنید من آمدم که توبه کنم، باورم کنید حتی به زور راه ببندید روی من پاسوزِ سالیانهی پشتِ درم کنید بیزارم از خودم، خودِ لجبازِ سَرکِشَم من را عوض کنید کسِ دیگرم کنید نزدیک خاک قبر شده صورتم دگر تا وقت هست خاکِ حرم بر سرم کنید گر حکم کردهاید بسوزم پس از عذاب آب فرات قاطیِ خاکسترم کنید زهرا به فکر گریهکنانِ حسین هست خانم اگر گذاشت مرا کیفرم کنید من راضیام که سنگِ سیاهِ علی شوم در شورهزارهای نجف گوهرم کنید جاروکشِ حیاطِ علی میشوم فقط در آستان شاه نجف، قنبرم کنید امشب سفر به کربوبلا مزّه میدهد ما را مسافران هوای حرم کنید آقای من کفن نشده پس زمان مرگ یک بوریا قوارهی این پیکرم کنید ارباب زیر خنجر قاتل به ناله گفت ذبحم کنید و رحم بر این خواهرم کنید گودال بهتر است بمانید دور من سرنیزه را دوباره در این حنجرم کنید شلّاق اگر که هست بکوبید بر تنم با تازیانه جسم مرا پُر ورم کنید این آخرین پیام به آل اُمیّه است غارت بس است در حرم من رقیه است
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد