نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

آمدم به درگاهت سر به زیر اجرنا من النار یا مجیر الهی گدای این سرایم شنو سوزه دعایم مکن از خود جدایم ولی تو خریدار گدایی همیشه با وفایی منم که بی وفایم ببخشا، اگر دیدی گناهم به نزد تو الهی، من و این روسیاهی کرم کن، گناهم را بپوشان مرا یا رب، مسوزان که عبد مرتضایم بحق علی مولای غدیر اجرنا من النار یا مجیر خدایا گرفتار حسینم ببین یار حسینم عزادار حسینم من امشب، فقط با عشق ارباب شبم از گریه بیتاب مقیم کربلایم امیری حسینٌ و نعم الامیر اجرنا من النار یا مجیر به کوفه، بانوی محمل نشین چه دیده زار و غمین چکیده خون از جبین سر نی، به گیسویی پریشان سر قاری قرآن اسیر آن صدایم دلم شد بنام زینب اسیر اجرنا من النار یا مجیر... مَبَریدم مَزنیدم، که در این دشت مرا کاری هست گل اگر نیست ولی صفحهی گلزاری هست ساربانا میزنید این همه آقای رهین آخرین قافله را قافله سالاری هست حسین... من که از آغاز عمر بی تو نکردم سفر خیز و ببین یا اخاه، با که سفر میکنم غمی بزرگ در دلم مرا عذاب میدهد تو را که میزنم صدا، سنان جواب میدهد
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد