نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

بگو ز بخششِ آلودهها خبر بزنند دوباره نوبتِ بیچارههاست در بزنند صدایِ وا شدنِ مِیکده میآید باز حواله شد مِیِ ما را به چشمِ تَر بزند دلِ شکسته برایِ فقیرها گنج است گذاشتیم که مردم به ما ضرر بزنند یکی صدایِ مرا تا طبیبها بِبَرد ثواب دارد اگر به مریض سر بزنند اگرچه یک شبه حاجاتِ ما روا شده است من آرزو به دلم مانده یک تَشَر بزنند چه میشود که گداها همین شبِ اول دَمِ ضریحِ علی نالهیِ سحر بزنند همیشه آروزیِ بچههایِ بد این است یکی دو بوسه رویِ صورتِ پدر بزنند حرم ببر نبری باز میرویم از دست چه میشود دَلهها پرسه دور و بر بزنند علاجِ دردِ مریض حسین، کرب و بلاست حسین گفته به جانهای ما شرر بزنند هزار و نهصد و پنجاه ضربه را میشد مگر به پیکرِ بیجانِ یک نفر بزنند؟ کنار فاطمه که دست، بر کمر دارد نشستهاند همه نیزه بر کمر بزنند به سنگها حَرَجی نیست، پیرمردان هم خمیدهاند عصاهای بیشتر بزنند قرار بود که دور از حرم شهید شود نه اینکه خواهر او را همان قدر بزنند **** ای باب نجات یا ابا عبدالله عالی درجات یا ابا عبدالله لعنت به جماعتی که منعت کردند از آب فرات یا ابا عبدالله
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد