عمری گناه کردم، دل را سیاه کردم من اشتباه کردم، یارَب چه اشتباهی *** کفن که دست مرا بست دستِ تو باز است و دست بازِ تو یعنی بیا در آغوشم چرا به یاد لبِ تشنهات نمیمیرم مرا ببخش عزیزم که آب مینوشم *** قرار نبود که آفت به باغ ما بزند پسر بزرگ نکردم که دست و پا بزند *** خیز و از جا آبرویم را بخر عمه را از بین نامحرم ببر *** غمی بزرگ در دلم، مرا عذاب میدهد تو را که میزنم صدا، سنان جواب میدهد