نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

هرکسی خواسته باشد به خدایی برسد باید از کشتی تو راهنمایی برسد نه فقط فترس پَر سوختهی تو حتی بیتو جبریل محال است به جایی برسد نیستم عاشق اگر منت درمان بکشم به روی چشم اگر از تو بلایی برسد رحمت واسعهات کیسهی ما را پر کرد این چه لطفی است به هر بی سر و پایی برسد؟ گریه کنهای تو همسایهی زهرا هستند بگذارید فقط روز جزایی برسد ***** دوباره شب شد و سردرد دارد بمیرم باز مادر درد دارد پس از فصلی پر از غم یک سخن گفت عزیزم زخم بستر درد دارد حَسن تب دارد و در خواب گوید نزن سیلی ستمگر درد دارد ***** شبای فاطمیه از غربتت صورتم کبوده مثل صورتت شب روضت شب معراج منه بانیِ روضه حسین و حسنه در کنگرهی گوشه نشینان محبت حرف در و دیوار بُوَد هر شب جمعه
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد