تصویر مهدی رسولی - ای که عمریست راه‌پیمایی

ای که عمریست راه‌پیمایی

[ مهدی رسولی ]
ای که عمریست راه‌پیمایی
به سوی دیده هم ز دل راهی‌ست

لیک آن‌گونه ره که قافله‌اش
ساعتی اشکی و دمی آهی‌ست

منزلش آرزویی و شوقی‌ست
جَرَسش ناله‌ی شبانگاهی‌ست

ای که هر درگهی سجده‌گه‌ست
در دل پاک نیز درگاهی‌ست

بد و نیکِ من و تو می‌سنجند
گر که کوهی اگر پَر کاهی‌ست

در پی کاروان آز مرو
که در این ره به هر قدم چاهی‌ست

قصه‌ی تلخی‌اش دراز مکن
زندگی روزگار کوتاهی ست

*****

من بحر نهفته در سبویم
فریاد شکسته در گلویم

خورشید در آبگینه دارم
صد قُلزُم خون به سینه دارم

یک جِرم صغیر و یک جهان داد
یک حنجره و هزار فریاد

چون قطره‌ی متصل به دریا
یک‌باره نهاده دل به دریا

بحری شده‌ام تمام گوهر
در مدح و ثنای کفو حیدر

مام پدر تمام خلقت
رکن دگر امام خلقت

آن شمسه‌ی عالم هدایت
پیوند رسالت و امامت

لبخند نماز بر لب اوست
صد لیله‌ی قدر هر شبِ اوست

تا بحر نماز بست قامت
کردند فرشتگان قیامت

دیدند خدای بی نیازش
فخریه نموده بر نمازش

جبریل کند بسی تعلم
تا در بر او کند تکلم

از اوست به پا نظام اسلام
در اوست عیان تمام اسلام

او کیست که محور رسالت؟
با آن‌همه عزت و جلالت

چون روح به بر بگیرد او را
گوید پدرت فدات زهرا

در محضر او قیام می‌کرد
او را به ادب سلام می‌کرد

او لنگر یازده سفینه است
او محور عرش بر زمین است

عالم همه بر درش فقیرند
مسکین و یتیم یا اسیرند

چون ذات خدای خود یگانه
با فزّه شریک کار خانه

با این‌همه داشت دستش آماس
چرخاند ز بس به خانه دستاس

ای روح همیشه جاودانی
ای جان و تن تو آسمانی

مرآت خدا تمام احمد
شایسته‌ی احترام احمد

نُه سال عروس بیت حیدر
آورده بر او دو مه دو اختر

مُلک و ملکوت سائل تو
ما را نرسد فضائل تو

ما را نرسد ثنات، زهرا
خورشید کجا و مور صحرا

تو دست خدا در آستینی
تو یار امام راستینی

جز دست خدا کسی نشاید
از دست علی گره گشاید

تو بهر علی قیام کردی
خود را سپر امام کردی

دردا که تو را به خانه کشتند
با ضربت تازیانه کشتند

تا چند کنایه و اشاره؟
ولله شکست گوشواره

فریاد که پاره شد گلویم
بگذار همان به پرده گویم

روح از تن عشق پر زد و رفت
بر جان علی شرر زد و رفت

بگذار بگویمت به فریاد
چون طفل علی به گریه افتاد

*****

بغض زمینیا شکست و
تو آسمون عزا و ماتمه

صف می‌بندند ملائک‌ها که
پشت سر نماز فاطمه

قامت می‌بندند به نمازش الله اکبر
یاد نماز و راز و نیازش الله اکبر

شیرین‌ترین روزای زندگیمو ازم گرفتند
خدا شریک خوب بندگیمو ازم گرفتند

فاطمه دلخوشیِ زندگیم بود خودت می‌دونی
دیدی چطور تموم زندگیمو ازم گرفتند؟

حیدر و این‌همه غم یا ربّ إرحم...

دارم می‌میرم از خجالت الله اکبر
از این امت دارم شکایت الله اکبر

اللهم إنَّ هذه أمَتُک وابنهُ عبدک
وبنه امتک

آیه‌های سوره‌ی کوثر
زخمی و شکسته و پرپر

رو پر بال ملائک
نَزَلَت بِک

لا نَعلَمُ مِنها اِلّا خَیرا
جز خوبی ندیدم من از زهرا

حیدر و این‌همه غم یا ربّ إرحم...

رسیده وقت تکبیر آخر الله اکبر
خدا دیگه تموم کار حیدر الله اکبر

خوشی ز عمر ندیده، خدا نگهدارت
سنوبری که خمیده، خدا نگهدارت

قرار بعدی ما کربلا دمِ غروب
کنار رأس بریده، خدانگهدارت

*****

گذشتن از دنیا سخته، با اینکه گفتنش ساده‌ست
برا ما کربلا دشته، ولی برا عاشق جاده‌ست

به قرب میرسه کسی که خوب بندگی کنه
شهید میشه اونی که شهید زندگی کنه

حسین حسین ....

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه مهدی رسولی فاطمیه(فاطمیه)

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه فاطمیه(فاطمیه)

محبوب‌ترین‌های فاطمیه(فاطمیه)

محبوب ترین‌های مهدی رسولی

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد