نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

فریاد شکسته در گلویم خورشید در آبگینه دارم صد قلزم خون به سینه دارم یک جرم صغیر و یک جهاندار یک حنجره و هزار فریاد چون قطره متصل به دریا یکباره نهاده دل به دریا بحری شدم تمام گوهر در مدح و ثنای کُف حیدر مام پدر تمام خلقت رکن دگر امام خلقت آن شمسه عالم هدایت پیوند رسالت و امامت لبخند نماز بر لب اوست صد لیله قدر هر شب اوست تا بهر نماز بست قامت کردند فرشتگان قیامت دیدند خدای بی نیازش فخریه نموده بر نمازش جبریل کند بسی تعلم تا در بر او کند تکلم از اوست به پا نظام اسلام در اوست عیان تمام اسلام او کیست که محور رسالت با آن همه عزت و جلالت چون روح به بر بگیرد او را گوید پدرت فدات زهرا در محضر او قیام میکرد بر او به ادب سلام میکرد عالم همه بر درش فقیرند مسکین و یتیم یا اسیرند او لنگر یازده سفینهست او محور عرش بر مدینهست چون ذات خدای خود یگانه با فضه شریک کار خانه ای روح همیشه جاودانی ای جان و تن تو، آسمانی مرعات خدا تمام احمد شایسته احترام احمد ۹ سال عروس بیت حیدر آورده بر او دو مه دو اختر ملک و ملکوت سائل تو ما را نرسد فضائل تو ما را نرسد ثنات زهرا خورشید کجا و مور صحرا تاکه نبی لب از سخن بست باید که دگر لب از سخن بست جایی که نبی بوسیدت دست باید که لب از سخن فرو بست بالله به بهشت ناز داری تو کی به فدک نیاز داری تو دست خدا در آستینی تو یار امام راستینی جز دست خدا کسی نشاید کز دست علی گره گشاید تو بهر علی قیام کردی خود را سپر امام کردی دردا که تو را به خانه کشتند با ضربهی تازیانه کشتند تا چند کنایه و اشاره والله شکست گوشواره فریاد که پاره گلویم بگذار همان به پرده گویم روح از تن عشق پر زد و رفت بر جان علی شرر زد و رفت مولا چو رسید در کنارش تا دید به چشم اشکبارش که فاطمه با قد خمیده چادر به روی سرش کشیده حس کرد که قدرتی ندارد چون فاطمه حرکتی ندارد آرام کمی نگاش کرد مولا آهسته ولی صداش کرد مولا گویا که فلک ز حرکت افتاد مولای سخن به لکنت افتاد بگذار بگویمت به فریاد چون طفل علی به گریه افتاد که ای دختر خاتم رسولان ای رسول را جان ای مادر زینب برگرد بی تو چه کند حسین برگرد چقدر گریه کردم برای غمات چقدر گریه کردی بمیرم برات نمیخوام علی جان چشات تر بشه میترسم یه لحظه بگیره صدات یه قطره بباری یه دریا میشم بالا قبرمم حتی گریه نکن نگو اینقده پیش من پا نشو تو قبرم باشم تو بیای پا میشم شکسته شدم تا شکسته نشی نمیخوام دل دلبرم بشکنه سر تو سلامت باشه حاضرم هزار دفعه دیگه سرم بشکنه تو ۹ سالی که توی خونهت بودم تو ۹ سالی که دل به عشقت دادم نشد چیزی رو ازت پنهون کنم بجز اینکه تو کوچه گیر افتادم تو کوچه سر من به دیوار خورد تو کوچه حسن بیهوا پیر شد راه خونه تو زهرا گم کرده بود ببخشید یه خورده اگه دیر شد باور بکنم یا نکنم عزم سفر کردی باور بکنم یا نکنم محاله برگردی
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد