
نسیم رحمتی از کوی یار میآید قرار سینهی هر بیقرار میآید چکیده قطرهی اشکی به روی سینه و باز زمان فتنه سر آمد، نگار میآید کمی خموش، گمانم ز سرزمین حجاز صدای آمدن تک سوار میآید در این سکوت گلوگیر و پر غم پاییز به گوش زمزمههای بهار میآید اگر شکست دلم ساقیا فدای سرت سبوی شکسته هم شبی به کار میآید فتاده ولولهای بین سائلان حرم که کوچه باز کنید سفرهدار میآید همین که پای بلا وا شود به جامعهای میانشان سخن از انتظار میآید اگر مرا به غلامی خویش نشناسد عجب خجالتی آقا به بار میآید خبر دهید به زهرا ستارهی سحرت به انتقام تو با ذوالفقار میآید حریم سینه به غم مبتلا شده چه کنم دلم هوایی کربلا شده چه کنم