نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ناله ی العطش پیچیده در سما می رود علقمه سقای کربلا "ابوفاضل مدد 4" *** با هزارام امید تا شود روسپید پیش این کودکان پسر مرتضی "ابوفاضل مدد 4" *** کنار نهر آب یاد طفل رباب جگرش شد کباب ساقیِ نینوا پر کرده مشکِ غم آن صاحب علم تا برسد حرم حفظش کن ای خدا "ابوفاضل مدد 4" *** یک حرامیِ پست حرمتش را شکست در دل علقمه دستانش شد جدا گفت و با خود چنین دستم فدای دین باید این مشک آب برسد خیمه ها "ابوفاضل مدد 4" *** ناگهان تیره شد آسمان پیش او خورده تیری به مشک آه و واویلتا با چه رویی دگر سمت خیمه رود خداوندِ ادب آن صاحب لوا "ابوفاضل مدد 4" *** تیر دیگر رسید چشمانش را درید شامیان بر تنش می زدند بی هوا عمود آهنین آمد از راه کین یابنَ اُمُ البَنین فرقش گشته دو تا "ابوفاضل مدد 4" *** چشمی غرق به خون چشمی دریای اشک گوید با حال زار اَخا ادرک اخا می کنند هلهله خولی و حرمله سقای روی زمین افتاده از قضا "ابوفاضل مدد 4" ***
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد