نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

در عشق شه عالم عبّاس بود پیرم از دست کس دیگر پیمانه نمیگیرم چشم من دل خسته بر دست اباالفضل است از صبح ازل قلبم پا بست اباالفضل است گرد رخ چون شمعش پروانه صفت سوزم از داغ غمش هر شب چون شعله بیافروزم در هر نفسی گویم من بندهی عبّاسم مخمور لب ساقی لبریز از احساسم در عشق شه عالم عبّاس بود پیرم از دست کس دیگر پیمانه نمیگیرم تا یار من است عبّاس بر هر دو جهان شاهم مجنونم و دیوانه پیوسته در این راهم
هنوز نظری ثبت نشده