نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

(اندر این دشت بلا غارت جان خواهد شد)۲ (آن چه مقصود دل ماست همان خواهد شد)۲ (ای بسا تن که در این دشت میافتد بر خاک)۲ ای بسا سر که در این جا به سنان خواهد شد (این لب شط فرات است که لیلای حزین)۲ بر سر کشتهی اکبر به فغان خواهد شد این لب شط فرات است که از بیخ جدا دست از پیکر عباسِ جوان خواهد شد (واویلا آه و واویلا، زمین کربلا)۳ (این لب شط فرات است که از جورِ سنان)۲ (زینبم موی کَنان مویه کُنان خواهد شد)۲ (حسین وای)۴ آسمان در نظرم تیره و تار است حسین هر طرف مینگرم بوتهی خار است حسین تا رسیدیم اَخا، تشنگیَم افزون شد این عطش حاصل نفرینِ بهار است حسین (آن سیاهی که نمایان شده نخلستان نیست)۲ پس چرا دشت پر از نیزه سوار است حسین؟ (خندهی حرمله در دشت طنین افکنده)۲ به گمانم که پیِ صید شکار است حسین کوفیان شهرهی غارتگری و تاراجاند حتم دارم که دگر آخرِ کار است حسین
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد