
قاسم آمد به میدان، در دستش تیغِ عجل چون طوفانِ مجتبی، در رزمِ جنگِ جمل در قاموسِ شهادت، نامش ضرب المثل شد مرگش در راه ایمان، احلی من العسل شد با رعدِ تیرش، غوغا به پا شد او مجتبیِ کربوبلا شد (سالار زینب)4 *** ماه محرّم آمد، دلها شده عاشورایی مثل شهیدان باشیم، سر تا پا کربلایی عهد میبندیم از این پس، رنگ دنیا نگیریم عاشورایی بمانیم، عاشورایی بمیریم میخوانم هر شب، با چشمِ گریان سلام علی، شهید العطشان (سالار زینب)4 *** قاسمهای فراوان، دارد راه عاشورا مردِ میدان دردند، در سپاهِ عاشورا فهمیدهای راه، عشقند و مست باده غرقِ شور و جنونند، چون عمر بن جُناده دارد بر لبها ذکری عالم گیر امیری حسین و نعم الامیر (سالار زینب)4 ***