
(شکر حق روز و شبم با روضهات سر میشد)۲ چشمهای من فقط با نام تو تر میشود قیمتی داده به من این کیمیای مهرِ تو خاک هم زیرِ قدمهایت چنان زر میشود خواندهام آقا ثوابِ زائران کربلا را هم ترازِ با نَوَد حجِ پیمبر میشود هرکسی که جان دهد پای بساط روضهات چون شهیدان پیکرش پاک و مطهر میشود (لحظهی مرگم سرم را روی زانویت بگیر)۲ خار در آغوش گل باشد، معطر میشود حرف گل آمد گریز روضهام این گونه شد گل اگر بی آب گردد زود پرپر میشود مادری خیمه به خیمه در پِی یک قطره آب در دلِ صحرا روان مانند هاجر میشود اسمائیلم پا نکش بر خاک اینجا کربلاست حال و روزت از عطش هر لحظه بدتر میشود نه غذایی خوردهام نه آب که شیرت دهم (چنگ بر سینه نزن، شرمنده مادر میشود)۲ (به خدا در همه عمرم به کسی رو نزدم رو زدم آب بگیرم پسرم را کشتند) (دو قدم سمت خیام و قدمی برمیگشت) چقدر بی خبر و بی هوا زدی نامرد (چه کرده بود مگر با شما، زدی نامرد؟)۲ همین که تیر رها شد علی به خود پیچید (صدای تیر درآمد، چرا زدی نامرد؟)۲ پدر خمید و پسر رفت و مادرش افتاد سه شعبه را تو مگر چند جا زدی نامرد؟ حسین دور خودش بین دشت میچرخید چگونه خنده بر این ماجرا زدی نامرد؟ (حسین آرامِ جانم حسین روح و روانم)۲ یا رب چقدر داغِ عطش دارد این بشر یا کودکی چقدر میخورد از نهر آب گفتم بزرگ شوی، محشری شوی تا چند سالِ بعد علی اکبری شوی گفتم که قد بکشی، محشری شوی تا چند سال بعد عصای مادری شوی